Sunday، May 31

I've never

نمی‌دانم تا حالا این بازی «من هیچ‌وقت...» را بازی کرده‌اید یا نه. این‌طوری است که دور میز می‌نشینید و کسی که بازی را شروع می‌کند یک جمله می‌گوید که با من هیچ‌وقت شروع می‌شود. مثلاْ «من هیچ‌وقت آتن را ندیده‌ام» یا «من هیچ‌وقت ازدواج نکرده‌ام»، حالا باید آن‌هایی که این جمله در موردشان صدق نمی‌کند یک عکس العمل نشان دهند.
ایران که بازی می‌کردیم عکس‌العمل این بود که هر کس که جمله‌ی گفته شده درباره‌اش صدق نمی‌کند برود صندلی دست راستی‌اش بنشیند، اگر هم کسی آن‌جا نشسته بود، روی پای نفر قبلی می‌نشیند. توی نسخه‌ي اروپایی‌اش - و مشخصاْ فرانسوی- مثل تمام بازی‌های موجود دیگر، عکس‌العمل نوشیدن است. این است که آخر بازی تقریبا همه مست‌اند. می‌توانید هم دو تا عکس‌العمل را با هم داشته باشید، یعنی لیوان به دست بروید روی صندلی کناری.
خب البته بازی حواشی دیگری هم دارد. مثلاً این‌که کسی که نوبت‌اش است با توجه به شناختی که از بقیه‌ی آدم‌های بازی دارد، سعی می‌کند من هیچ‌وقت‌هایی بگوید که بعضی‌های مشخص مجبور شوند هی بنوشند. یا این‌که توی آن یکی نسخه، باعث شود که گاهی چهار نفر روی پای یک نفر نشسته باشند یا جمله‌ای بگوید که خودش جا به جا نشوند و در عوض نفر سمت چپی‌ مجبور شود جا به جا شود و بنشیند روی‌ پای او.
بازی برای جمع‌هایی که به خوبی هم‌دیگر را نمی‌شناسند تبدیل می‌شود به راهی برای شناختن، موقعیتی می‌شود برای پرسیدن همه‌ي سوال‌های مپرس به صورت غیر مستقیم. با جمله‌‌های من هیچ‌وقت می‌توانی به دوستی فرصت دهی که اگر خواست رازی را که فقط به تو گفته برای همه‌ي گروه دوستی برملا کند.
خلاصه از این فرصت‌هایی که همه شوکه می‌شوند زیاد توی بازی پیش می‌آید: مثل وقتی که با جمله‌ی «من هیچ وقت با کسی که ازدواج کرده باشد رابطه‌ـرابطه‌ی عاشقانه نداشته‌ام» یک دفعه‌ می‌بینی که چهار نفر از دور میز برای نشستن روی صندلی- یا پای- سمت راستی جا به جا می‌شوند یا دست‌شان می‌رود سمت لیوان‌های‌شان که بنوشند.
و خب حتماً بدیهی‌ است که جمله‌هایی مثل «من هیچ‌وقت مک دونالد نخورده‌ام» معمولاً محدود به همان چند دقیقه‌ای اول بازی است یا مربوط به وقتی که هدف بیش‌تر وادار کردن شخص خاصی به عکس‌العمل (نوشیدن یا روی پای کسی نشاندن است). اگر نه در حالت عادی بعد از بیست دقیقه‌ی اول جمله‌ها به سمت I've never been in a three.some یا I've never had a one night stand relation یا من هیچ‌وقت‌های سر راست‌تر مثل من هیچ‌وقت فلانی را نبوسیده‌ام، میل می‌کند.
...
همه‌‌ی این‌ها فقط یک مقدمه بود که بگویم، تازگی‌ها یک کتگوری جدید توی ذهن‌ام‌ درست شده. کتگوری آدم‌هایی که انگار تمام زندگی‌شان مواظب‌اند طوری رفتار کنند که بتوانند توی بازی‌های من هیچ‌وقت، به قدر کافی جمله‌ برای گفتن داشته‌ باشند.
می‌دانید تعصب روی نگه داشتن جمله‌ای که با من هیچ‌وقت شروع می‌شود، تعصب بدی است. من یکی از آن‌ آدم‌‌های‌ام. روی من هیچ‌وقت‌هام پافشاری غیر منطقی می‌کنم، و نگه‌شان می‌دارم. انگار که قرار است بالاخره روزی یک بازی من هیچ‌وقتی در کار باشد و قرار است درش با رکورد من هیچ‌وقت‌های‌ام برنده شوم. می‌دانم که کار درستی نیست، اما نمی‌توانم از دست این همه من هیچ‌وقتی که برای خودم درست کرده‌ام و کماکان هم به‌اشان اضافه می‌شود، رها شوم.
خوب نیست که آدم یک سفر درسی-کاری را که می‌داند برای آینده‌ی شغلی‌اش مهم است پس بزند فقط به خاطر این‌که یک من هیچ‌وقتی دارد که بر اساس آن قرار نیست پای‌اش را بگذارد توی امریکا، خوب نیست که نتواند از پروازهایی که امارات ستاپ دارند استفاده کند چون «من هیچ‌وقت...»، یا خیلی روزمره‌تر، دوستی آدم‌هایی را که از دنیای مجازی می‌شناسد، را روی شبکه‌هایی مثل فیس‌بوک رد کند، چون توی ذهن‌اش یک جمله‌ی غیر منطقی دارد که «من هیچ‌وقت آدم‌های مجازی و حقیقی‌ام را قاطی یک شبکه مشترک نمی‌کنم.»
می‌دانم که گفتن این‌ها تصویرم را به عنوان یک آدم غیر منطقی خراب می‌کند، اما می‌دانم هم که تعداد آدم‌هایی که این‌قدر رها هستند که این من هیچ‌وقت‌ها را ندارند یا حتی پیش‌رفته‌تر، سعی می‌کنند از دست‌شان رها شوند، و آگاهانه می‌خواهند که من هیچ‌وقتی نداشته باشند، خیلی کم است. همه کمابیش جمله‌هایی از این دست توی ذهن‌شان دارند. احتمالاً شما هم این روزها به این من هیچ‌وقت‌های مربوط به انتخابات برخورده‌اید.
و نمی‌دانم چطوری می‌شود که‌ یک‌دفعه این من هیچ‌وقت‌ها تبدیل می‌شود به جمله‌های افتخار آمیز زندگی یک آدم. رها شدن ازشان خیلی سخت‌ است، کسی هم نمی‌تواند کمک‌ات کند، چون هر بحثی با یک آدم من هیچ‌وقتی، به لج‌بازی‌اش ختم می‌شود.

18 comments:

آزیتا گفت...

بازیش رو خیلی دوست داشتم. از خدا می خواهم که به اطرافیانم یک کَمکی خلاقیت و سعه صدر بدهد تا ما هم بتوانیم این بازی رو امتحان کنیم. افسوس که تفریح مشترک آدمهایم در یک رستوران جدید غذا خوردن خلاصه می شود.

هیروگلیف گفت...

جالب بود. احتیاط ِ حداکثری بر می گردد به این که چقدر خشت روی خشت ِ دیوار حاشاهای ات کشیده باشی. وگرنه "من هیچ وقت" های ممنوعه ناگزیرند. در شرایط مرزی اما، تجربه ی رسوایی، به لذت باقی مانده از هماوردی با "دیگری بزرگ" می ارزد.

nazanin گفت...

SALAM AZIZAM
MODATHAST AZ ROOYE NEVESHTEHAT MISHNASAMET
RASTESH MABAHESE DARSI RA KE BAZGOO MIKONI VASE MAN KHEILI JAZABE
YE SOAL....DAR CHE RESHTEE TAHSIL MIKONI?IRAN CHI KHOONDI?VA VASE FRANCE CHETOR MISHE EGHDAM KARD?RASTESH MAN IRAN MEAMARI KHOONDAM VA ALAGHEYE SHADIDI BE ASARE BASTANI DARAM

nightlight گفت...

برای رها شدن از این من هیچ وقت هایت لازم نیست بشکنی شان ، حتما همان کار را بکنی و بگویی آها ، مردی، بردم ...
باور داشته باش که وجودشون اهمیتی نداره ... پدیده های خود ساخته،آنقدر مهم نیستند که بخاطرشان زمانی بگذاریم برای ساختن، زمانی برای پرداختن و زمانی برای شکستن ...
نه آنکه بگویم خودت را محروم نکن از آنچه می توانی، اما الزام به انچه ساخته یی را نمی فهمم،حداقل برای من،که زمان مهمترین دارایی ام ست ... یا شاید من اشتباه می کنم!

booreh گفت...

in postet mahshar bood, baaziye ham mahshartar !

ناشناس گفت...

I like the way you think,your deep thoughts. don't be mad of me but this deepness is rare in girls no matter which part of the worlds they live or are from

Esfandbanoo گفت...

این "من هیچوقت" خمان اصول انسانی/شخصی آدمها نیست؟ یا جزئیات همان باید و نباید‌ها؟ و اینکه برای اکثر اصولی که قائل می‌شویم برای خودمان، گاهی به فتوای عقل یا دل (اگر بتوان تمایزی میان این دو قائل شد) استثنائاتی در آن می گنجانیم؟ این همان نسبی بودن همه آن "من هیچوقت" ها نیست، که وقت داریم تا وقت؟ و اصرار به تغییر ندادنش یکنوع کانسرواتیسم به حساب نمی‌اید؟

"من هیچوقت" نتوانستم به هیچکدام از من هیچوقتهایم صد در صد وفادار بمانم و از هیچکدامشان پشیمان نیستم.

سورنا گفت...

برای اولین بار این بازی رو در یک فیلمی دیدم که فقط دو نفر بودند ولی نه اسم فیلم یادمه و نه هیچ نشانه ای که بتونم فیلم رو پیدا کنم فقط یه چیز خیلی کلی مه در کلبه ای بود و زن و مرد کنار شومینه این بازی رو می کردند...همیشه منظر فرصتم که این بازی رو در جمعهای خودمان برای یک بار هم که شده اجرا کنیم.

Sir Hermes Marana گفت...

سارا من خیلی جدی در شعف این پست تو مانده ام هنوز. بس که راه به جای درستی برده است. بس که دلم می خواهد بدهم همه بخوانندش. بس که من اصلن مرده ی این ارتباط دادن بازی های این چنینی با کلیت زندگی آدم ها هستم.
مرسی ساراجان، جدی.

آلبالبالو گفت...

فک کن ما هماهنگ کردیم با چهار تای دیگه کل زندگی یه دختر آلمانی رو از زیر زبونش کشیدیم بیرون
الان ما رو میبینه احساس میکنه نیکد داره بامون حرف میزنه

c!na گفت...

دوست دارم اين پستت رو.مخصوصن بند آخرشو:دي

سمي گفت...

ولي به نظر من خيلي راحت ميشه من هيچ وقت رو شكست. به من كه اثبات شد.

لیلی گفت...

ما همیشه با یک سری هیچ وقت ها زندگی می کنیم که انگار قرار نیست هیچ جوری زیر پا بذاریمشون. گاهی از ته دل نیست. گاهی حتی تبدیل به یه ژست می شه فقط. قراری که با خودمون داشتیم و حالا جرات نداریم بزنیم زیرش/خوب نوشتی سارا

مریم گفت...

اتفاقاً بنده قویاً با وجود من هیچ وقت ها موافقم! اخلاق در وجود من هیچ وقت ها خلاصه میشود! ثبات شخصیت نیز!
تجربه کردن، پذیرش اشتباهات یا برطرف کردن موانع ذهنی درست اما این با اینکه کاملاً تمام من هیچ وقت ها را ریشه کن کنیم به دست نمی آید!
به این دلیل که من هیچ وقت محدود کننده است، لزوماً مخرب نیست!
از بین بردن من هیچ وقت های مخرب اما کاری است لازم!

Arta گفت...

bazie jalebie dust dashtam ie majazisho dashTm, kheili dust daram chanta az in man hichvaght ato bedunam..

مریم گفت...

البته "من تا حالا این کار را نکردم" با " من هیچ وقت این کار را نخواهم کرد" یه مقدار تفاوت داره. ولی کلا گرفتیم چی می خوای بگی. من شخصا " من هیچ وقت این کار را نخواهم کرد"های زیادی رو شکستم و تا الان از شکستن هیچ کدوم پشیمون نشدم. تجربه بهم نشون داده اصلا نباید سر هیچ کدوم با لجبازی وایسم وگرنه ضرر می کنم. همشون جای فکر کردن مجدد دارن.

مریم گفت...

البته "من تا حالا این کار را نکردم" با " من هیچ وقت این کار را نخواهم کرد" یه مقدار تفاوت داره. ولی کلا گرفتیم چی می خوای بگی. من شخصا " من هیچ وقت این کار را نخواهم کرد"های زیادی رو شکستم و تا الان از شکستن هیچ کدوم پشیمون نشدم. تجربه بهم نشون داده اصلا نباید سر هیچ کدوم با لجبازی وایسم وگرنه ضرر می کنم. همشون جای فکر کردن مجدد دارن.

مریم گفت...

البته "من تا حالا این کار را نکردم" با " من هیچ وقت این کار را نخواهم کرد" یه مقدار تفاوت داره. ولی کلا گرفتیم چی می خوای بگی. من شخصا " من هیچ وقت این کار را نخواهم کرد"های زیادی رو شکستم و تا الان از شکستن هیچ کدوم پشیمون نشدم. تجربه بهم نشون داده اصلا نباید سر هیچ کدوم با لجبازی وایسم وگرنه ضرر می کنم. همشون جای فکر کردن مجدد دارن.