میگویم رها کن این روزمرهگی لعنتی را، من تاب دیدن هرز رفتنات را ندارم. دستات را به من بده، با من بیا.
میگوید میخواهم، اما آرام آرام. باید مواظب باشم پلهای پشت سرم را خراب نکنم، که راهی برای برگشت باشد اگر خواستم.
می گویم پل نیستند اینها، چالهاند پشت سر تو، باید پرشان کنی که اگر برگشتی دوباره نیافتی، که از این راه برگشتنی در کار نباشد.
میگوید میخواهم، اما آرام آرام. باید مواظب باشم پلهای پشت سرم را خراب نکنم، که راهی برای برگشت باشد اگر خواستم.
می گویم پل نیستند اینها، چالهاند پشت سر تو، باید پرشان کنی که اگر برگشتی دوباره نیافتی، که از این راه برگشتنی در کار نباشد.
...
فضیلتهای ناچیز مثل آدمهای نایس خطرناکاند٬ ظاهرشان دوستداشتنی و حتی منطقی است و میتوانند فریبمان دهند. فضیلتهایی از جنس "پلهای پشت سر..." از جنس مصلحت٬ زرنگی، ترحم٬ احتیاط.
فضیلتهای ناچیز مثل آدمهای نایس خطرناکاند٬ ظاهرشان دوستداشتنی و حتی منطقی است و میتوانند فریبمان دهند. فضیلتهایی از جنس "پلهای پشت سر..." از جنس مصلحت٬ زرنگی، ترحم٬ احتیاط.
زمان میبرد٬سخت است٬ اما رهایی از دست این همه فضیلت ناچیزی که دورهمان کردهاند میدانم که ممکن است.
* داستان و کتابی به همین نام و مضمون از گینزبورگ. گرچه من مفهوم را بیشتر مدیون "کمینه فضیلتهای" کازانتزاکیس هستم.
* داستان و کتابی به همین نام و مضمون از گینزبورگ. گرچه من مفهوم را بیشتر مدیون "کمینه فضیلتهای" کازانتزاکیس هستم.
.
پ.ن: سولوژن پرسید منظورم چیست از آدمهای نایس٬ همانجا توی کامنتدونی جواب دادم اینقدر که طولانی شد. فقط بگویم که آدمهای نایس همه فضیلتهای ناچیز را یک جا دارند.
6 comments:
تعریف آدمهای «نایس» چیست؟ مشکلشان چیست؟
این قسمت چاله های پشت سر چقدر بی رحمانه بود...
راستی این کتاب فضیلتهای ناچیز را همین چند روز پیش گوشش کردم وای که چقدر دپرس کننده بود:(
آدمهای نایس به همه لبخند می زنند، با همه مهرباناند، میخواهند همزمان دل همه را به دست بیاورند و هیچ اعتراضی و مخالفتی نمیکنند مبادا که کسی را برنجانند یا دلهایی را که به دست آوردهاند از دست بدهند. جنس شان دقیقاً از جنس احتیاط است. بدیاش این است که توی روی ظلم و بی عدالتی( این دولت چه گندی زده به بار معنایی کلمه عدالت و ظلم، آدم دست و دلاش می لرزد موقع استفاده) هم لبخند میزنند مبادا که ظالم را ناراحت کنند .
آدمهای نایس همان هایی هستند که از مرگ آدمها و جنگ همان قدر و به همان دلیل ناراحت می شوند که از له شدن یک مورچه زیر پایشان. آدمهایی نایس اینقدر نایساند که حتی سخت است توی رویشان این ویژگیهای ترسناکشان را گفت.
آدمهای نایس همه فضیلتهای ناچیز را یک جا دارند.
آدم وقتی کلمه کم می آورد، حتی ممکن است از کلمه ای مثل نایس استفاده ابزاری کند.
وای
من هم با این آدم های به قول تو نایس خیلی مشکل دارم
گرچه شاید خودم هم خیلی از ویژگی هاشون رو داشته باشم
آها! ممنون از توضیحاتات. در دیار ما «نایس» را جور دیگری استفاده میکنند. من ترجیح میدهم به کسای که اینچنین توصیف کردهای بگویم «سیبزمینیی مهربان» یا شاید هم «خرس مهربان».
بله! یک کلمهای نیست، اما مگر چند کلمهی تنهای بدون معنا باقی مانده است؟!
ey kash,ne roo be roo, na poshte sar,poli nabood
ارسال يک نظر