Thursday، July 10

وقتی کتاب‌ها ضریب هوشی‌ات را پایین می‌آورند

تقریباً به هیچ کسی نگفته‌ام اما تا سال آخر لیسانس فکر می‌کردم مسخ شدن یعنی تبدیل به سوسک شدن و مانده بودم که این فعل پرت و بی‌ربط چرا این‌قدر کاربرد دارد. هنوز این‌جا وقتی کسی را می‌بینم که اسم‌اش گره گوار است مثل آدم‌های چت متوهم شکل سوسک می‌بینم‌اش.
هنوز که هنوز است تلفظ بعضی کلمات را آن‌‌قدر که فقط در کتاب‌ها خوانده‌ام نمی‌دانم٬ نمی‌دانم مترصد یا مخیله را چطور تلفظ می‌کنند.هر بار که یاد می‌گیرم دوباره با آن‌چه سال‌ها توی کله‌ام داشته‌ام قاطی‌اش می‌کنم و اشتباه به کارشان می‌برم.
هنوز موقع حرف زدن کلماتی را به کار می‌برم که فقط در نوشتار کاربرد دارد و نه در زبان گفتار. برای همین هم گاهی وقت‌ها مایه‌ی سرگرمی دیگرانم. در انگلیسی هیچ وقت پیش نیامده تا آن‌جا که می‌دانم؛ اما فرانسه هم که حرف می‌زنم گاهی از این‌ کارها می‌کنم٬ مثلاً کلماتی را به کار می‌برم که کلاً در دویست سال گذشته فقط یک بار پروست به کارشان برده است.
به خاطر یک بدفهمی کوچک در هشت‌‌سالگی٬ در کتابی که آن‌وقت‌ها برای سن‌ام زیاد بود تا بیست سالگی فکر می‌کردم داربست را می‌زنند تا ساختمان را نگه دارد که نیافتد و درخت‌ها تکان می‌خورند و باد ایجاد می‌کنند.

10 comments:

ناشناس گفت...

خيلي خنديدم مرسي ازت (:
صفورا

صورتکِ خیالی گفت...

وای سارا اگه بدونی چقدر حال کردم با این نوشته هااا
اینقده کلمه اینجوری منم دارم که وقتی مثلا تو یه جایی بکار میبرم همیشه یکی هست برگرده بهم تلفظ صحیحش رو بگه یاهاج و واج بمونه که چی گفت:))
این سوسکه که دیگه خیلی توپ بود الان لازمه من یه بوس بفرستم برات که خوشحال بشی!!

hadi z گفت...

خیلی جالب و بامزه بود . حالا که گفتی میبینم که من هم از این دست کج فهمی ها کم نداشتم . مثلا سالها فکر میکردم مادام بوواری معادل فرانسوی خانم ددریه یا وال سفید همون موبی دیکه یا ناطور دشت یعنی دشمن ناتوی دشت! :) .از تلفظ کلمات چیزی نمیگم که یکی و دو تا نبوده ...
درباره نویسندگی هم امیدوارم از اون دست نویسندگان باشید که نبوغشون در سی سالگی فوران میکنه و اونموقع دیگه پشتکار کلمه بی معنی ای خواهد بود . البته اگه هنوز به سی سالگی نرسیده باشید .صادقانه امیدوارم همینطور باشه :). واقعا تعجب کردم گفتید یک ساله که در پاریس هستید . ولی واقعا سخته . مطمئینم با روحیه ای که دارید این در به دری هم تموم میشه به زودی. یک سال زمان خوبیه برای به اینجا رسیدن . اینطور که متوجه شدم شما به انگلیسی و فرانسوی کاملا مسلط هستید ، درسته ؟ واقعا که معرکس . موفق باشید همچنان .

hadi.zahedi1978@gmail.com

نون جیم گفت...

مخیله آره. یا مثلا پرهیب. یا کپل.

سارا ن گفت...

به نون جیم: من هم تلفظ پرهیب رو نمی دونم، اما یه سوال برام پیش اومد تو ممکنه موقع حرف زدن این کلمه رو به کار ببری واقعاً :)دوست دارم بشنوم وقتی می گیش. بخندیم با هم.

آذین گفت...

ها سارا جان
مشکل اینجاست که ما اینجا، ته ته ش، داریم با خودمون حرف می زنیم و قد یک دنیا هم که "شر" کنیم، به دست و گوش اونها که باید بشنون نمی رسه.
شاید باید جرات کرد و این چیزا رو گفت. هرچند این جور آدمها، خیلی زود تق شون در میاد هم (خدا نکنه البته، ما که راضی نیستیم آشیونه محبت دو تا جوون به هم بریزه) و انقدر خوش خیالن که، اصن نباید گفت...
...
بعدشم من اینو که خوندم یاد یه عالمه کلمه های اینجوری م افتادم، گوزن( با یه تلفظ ناجور) و کلفت (با دو جور تلفظ عمدتا نا به جا) و متمول (که تا مدتها "معمول" می خوندمش) و...

ناشناس گفت...

هنوزم فكر مي كنم رومن رولان با جان شيفته بزرگترين ظلم رو به هم كرده.اون فضاي خاص و طغيان گر .در اوج كودكي ام ‏, زود بالغ ام كرد....
اينانا

سارا ن گفت...

به آذین: متمول رو من بر وزن متنبه می گفتم یا می خوندم. هنوز هم البته که دارم می نویسم شک دارم که بر وزن معمول باید باشه یا کلاً یه جور دیگه خونده می شه.

لعيا گفت...

خداي من، چقدر خوشحال شدم. فكر مي‌كردم فقط خودم اين مشكل را دارم. من تا سال آخر دانشگاه نمي‌دانستم كلمه سُوگلي يا پرطُمطُراق چطور تلفظ مي‌شود و البته هنوز تلفظ پرهيب را نمي‌دانم.(من پَرهيب تلفظ مي‌كنم)اما مطمئنم مُتِمَوِِِِل را بر وزن مُتِنَبِه مي‌گويند.

صورتکِ خیالی گفت...

یه چیز یادم امده !
من خیلی کوچیک بودم تازه خوندن یاد گرفته بودم بعد بازرگانی انحصاری نیست اینو با خط نستعلیق هی هر جا میدیدم میخوندم بازرگانی انصاری بعد به خودم میگفت این یارو اخه چرا اینقد پول داره همه جا هست!