سارا من اینا رو تو کتابها بخونم خوشم میاد ولی وقتی ملت بهم میگن مثه این که ادای کتاب در میارن یه جوری خنده دار میشه! یاد اون موقع افتادم که فرستنده کار گذاشته بودم تو تلفن عمومی دانشگاه بعد هی مینشستم با رادیوی اف ام تو حیاط دانشگاه و به این مکالمات عاشقانه گوش میدادم و نخودی میخندیدم!
به آیدین: می دونم که چی می گی دقیقاً اما گفتم که عاشقانه نبود٬ روزمره بود٬ معمولی. شاید من عاشقانه تر ترجمه کرده باشمش. اما چه کنم بوییدن را در فارسی هر کاریش کنی عاشقانه است٬ در فرانسه نیست اما.
ممممممم ... اون هم به من از این حرف ها میگه ... خیلی معمولی ... می دونی کی رو میگم؟ همونی که پارسال با هم رسوندیمت ... الان دوباره اومده ... و از این حرفها زیر گوشم میگه ... خیلی معمولی و من خیلی راحت باورش می کنم ... دعوت نامه م از سوئد رسید ... فکر می کنی بتونم ویزا بگیرم؟
وقتی داشتم نوشتت رو می خوندم این صفحه http://enkratic.persianblog.ir/post/755 که یکی دیگه از لینکهای سر هرهرمس بود باز بود. اون آهنگ صفحه و این متن... وااای بازم...
7 comments:
اسماش واقعاً فلوریا بود؟ یا فلوریا صدایاش میکرد؟ هزار بار از خودم پرسیدهام.
سارا من اینا رو تو کتابها بخونم خوشم میاد ولی وقتی ملت بهم میگن مثه این که ادای کتاب در میارن یه جوری خنده دار میشه!
یاد اون موقع افتادم که فرستنده کار گذاشته بودم تو تلفن عمومی دانشگاه بعد هی مینشستم با رادیوی اف ام تو حیاط دانشگاه و به این مکالمات عاشقانه گوش میدادم و نخودی میخندیدم!
اخ كه چه دوست داشتمش اينو..
به آیدین: می دونم که چی می گی دقیقاً اما گفتم که عاشقانه نبود٬ روزمره بود٬ معمولی. شاید من عاشقانه تر ترجمه کرده باشمش. اما چه کنم بوییدن را در فارسی هر کاریش کنی عاشقانه است٬ در فرانسه نیست اما.
ممممممم ... اون هم به من از این حرف ها میگه ... خیلی معمولی ... می دونی کی رو میگم؟ همونی که پارسال با هم رسوندیمت ... الان دوباره اومده ... و از این حرفها زیر گوشم میگه ... خیلی معمولی و من خیلی راحت باورش می کنم ...
دعوت نامه م از سوئد رسید ... فکر می کنی بتونم ویزا بگیرم؟
وقتی داشتم نوشتت رو می خوندم این صفحه http://enkratic.persianblog.ir/post/755 که یکی دیگه از لینکهای سر هرهرمس بود باز بود. اون آهنگ صفحه و این متن... وااای بازم...
چقدر زیبا بود.
ارسال يک نظر