Tuesday، June 30

چه طور تاریخی داریم اصولاً

تاریخ بخوانیم 1-
از مشروطه به بعد:
محمد علی شاه قاجار در 1304 در ایتالیا مرد.
پسرش احمد شاه قاجار در 1308 در فرانسه مرد.
جانشین‌اش رضا شاه پهلوی در 1323 در افریقای جنوبی مرد.
پسرش محمد رضا شاه پهلوی در 1359 در مصر مرد.

10 comments:

ناشناس گفت...

بله عجیب است... مال ما هم قانونمندی دارد:
حبیب الله را در 1298 در شکارگاهی کشتند.
پسرش امان الله غازی در 1928 از افغانستان بیرون و در 1962 در اروپا مرد.
حبیب الله کلکانی که امان الله را خلع قدرت کرده بود، در همان 1928 به توپ بسته شد.
محمد نادر که قدرت را از حبیب الله گرفته بود، با گلوله ی دانش آموزی در سال 1932 به قتل رسید.
محمد ظاهر فرزند محمد نادر در سال 1972 توسط پسر عمویش محمد داوود خلع قدرت گردید.
محمد داوود را در سال 1978 کودتاچیان کشتند.
نورمحمد تره کی، رهبر کودتاچیان توسط "شاگرد وفادارش" حفیظ الله امین در 1979 به قتل رسید.
حفیظ الله امین را نظامیان شوروی در دسمبر 1979 کشتند.
ببرک کارمل در 1996 در تبعید مرد و جسدش را طالبان از گور بیرون آورده و به رود آمو انداختند.
دکتر نجیب الله را طالبان در شهر کابل در سال 1996 به دار آویختند.
صبغت الله مجددی، رییس دوماهه دولت در سال 1992، شهروندی دنمارک را به دست آورد.
برهان الدین ربانی در دوران جنگ با طالبان از این ولایت به آن ولایت فرار می کرد و در هیچ ولایتی بیشتر از یک سال نماند.
آن شعر حافظ به ناگزیر یاد آدم می آید: کلاه دلکش است اما به درد سر نمی ارزد...
قانونمندی عجیبی در روسیه:
نیکلای دوم، آخرین تزار روس، مو داشت. لنین کچل بود. استالین مو داشت. خروشچف کچل بود. برژنف مو داشت. اندروپف کچل بود. چرننکو مو داشت. گرباچف کچل بود. یلتسین مو داشت. پوتین می رفت که کچل شود. مدودف مو دارد. نفر بعدی بازهم کچل خواهد بود.

ناشناس گفت...

خميني در تهران مرد با ميليون ها آدمي كه پاي جنازه اش نماز خواندند و هنوز مي گويند او يك چيز ديگري بود.

sherry گفت...

سلام
به چه نکته ی خوبی اشاره کردید. از خوندنش لذت بردم. گرچه که الان وقتی شروع کردم بنویسم یادم اومد که جانشین محمدرضا شاه، خمینی در تهران مرد اما خوب باز هم خیال می کنم اشاره ی فوق العاده ای بود.
بعد از مدت ها بلاگی پیدا کردم که احساس می کنم مثل تک و توک بلاگ هایی که از خیلی قبل می شناختم متفاوت است، یک سری پست های قبلیت رو به ترتیب رفتم عقب و خوندم،نوشته هات به نظرم جذابند.
خوشحالم که با بلاگت و اندیشه ی زیبات آشنا شدم.
زنده و سلامت باشید دوست تازه ی من

نیلوفر گفت...

کتاب معرفی می کنی دختر خوب؟

Tina Arbatan گفت...

کاش کل تاریخ همین چهار جمله مختصر و خوشایند بود.

Arta گفت...

sara mishe ie bar am ke shode hame chio ignore koni o ie post az un post aie normal o mamuli benevisi, az una ee ke shanbe sobh vaghti ke kar nadari mishini pasho ba ie livan chai tu dast e chapet o mouse tu dast e rastet mikhuni. khaste shodam az in hame khabar e bad, del e hamamun aghushe irani mikhad baraie gerie kardan, midunam, vali bia in vasat ie break begirim, injuri pish berim az hichkodumemun hichi nemimune ke bekhaim bahash baadan kari bokonim, che vase ie khodemun che vase ie vatanemun....movafagh bashi....o

ناشناس گفت...

سلام نمیدونم با این پیشینه ی تاریخی که گاهی آدم به عنوان یه ایرانی شرمش میشه چی میشه گفت.

نسیم شمال گفت...

تاریخ همیشه تکرار میشه ... این اصل تاریخه

سارا ن گفت...

به آرتا: من دیر آمده‌ام خانه، دو هفته دیر کردم. هنوز شوکه‌ام که رای‌ام کجاست. شوک‌ وقتی که تمام شود از کتاب‌های تاریخ بیرون می‌آیم و زندگی را از سر می‌گیرم، حواسم هست که باید برگشت و زندگی کرد.

Arta گفت...

montazer mimunam...o