جمعه، اسفند ۱۵، ۱۳۹۳

6 March 2015

 این کاری هست که زمستان با من می کنه،  زمستان هر سال هوس رفتن می کنم به یه جای دیگه. اگر طاقت بیارم و تا  اردیبهشت بمانم، ماندنی شدم. ببینم این بار چطور می شه. به از کابل رفتن فکر نمی کنم هنوز، به عوض کردن کارم فکر می کنم. کاری که این همه دوستش دارم. بعضی وقت ها به این فکر می کنم، که آیا همه از این مراحل می گذرند، که در اوج رضایت هوس می کنند راست شکمشون رو بگیرند و برن؟ شاید. شاید هم بیشتر آدمها بیکار نباشند که وقت کنند به این چیزا فکر کنند. من حتی اگر روزی چهارده ساعت هم کار کنم باز یک ساعت در روز وقت دارم که به رفتن فکر کنم.

کسی دوربین فوجی ایکس صد اس یا تی داره؟ آیا فوکوس دستی اینا هم مثل فوجی ایکس صد اینقدر کنده؟ برای این که فوکوس رو از نیم متر ببری به دو متر، لنز رو باید ده دوازده دور چرخوند؟ واقعن سخته که آدم یه دوربین رو که هیچ وقت امتحان نکرده آنلاین بخره، اما خب من احتمالن انتخاب دیگه ای ندارم. 

دوشنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۹۳

Let's not hate airports

توی فرودگاه شارل دوگل نشتم منتظر ‍پرواز. با سفر آشتی کردم. شاید هم نمی شه گفت آشتی کردم چون من هیچ وقت فرودگاه و هوا‍پیما رو کلن دوست نداشتم. سفر جاده ای را هم نه. کلن حوصله راه رو ندارم. از وقتی می رسم خوشحالم اما راه عصبی م می کنه. همه جزییاتی که مجبوری باهاش کنار بیایی چون توی مسیر گرم و نرم هر روزه ت نیستی. بعد فرودگاه صداهاش عصبی م می کنه. حالا اما- ببینیم چطور پیش می ره- از کابل که آمدم پاریس رو راحت آمدم. رضا همیشه می گه اتیتودت رو باید تغییر بدی. خودش هر شش هفته یه بار که از کابل می ره اون سر آمریکا و این همه ماموریت که می ره رو خیلی دوست داره. از سفر سی- چهل ساده افغانستان به امریکاش لذت می بره. 

منم قراره اتیتودم رو عوض کنم. الان نشستم کنار یک حوض آب با چایی و تنها صدایی که می شنوم صدای آب ه. تصمیم گرفتم صداهای اضافی رو نشنوم. و با آرامش داشتم کتاب می خوندم. گفتم این تجربه م رو باهاتون در میون بذارم. حالا ببینم دو هفته بعد هم که قراره برم بامیان و شش ساعت توی فرودگاه کابل بشینم تا ببینم آیا هلی کوپتر سازمان ملل می پره یا نه این آرامش رو دارم یا نه. خبر می دم. Apparently it's only a matter of attitude, let us see 

کاش می خوابیدم و تا دو هفته بیدار نمی شدم

بالاخره فونت فارسی دارم. ‍‍پاریس م. از سینما برگشتیم. کامای کی بورد رو نمی تونم ‍پیدا کنم. فردا می خوام بالاخره دوربین بخرم. بین فوجی ایکس صد و فوجی ایکس ای دو- دو دلم. می خوم دوربین به قدر کافی حرفه ای باشه که به کارم بیاد اما کامپکت باشه که لازم نباشه توی کیف دستی م با خودم لنز این ور و اون ور ببرم. 

استرس دوباره برگشته. اما حالم خیلی بهتر از تابستونه. پاریس خیلی سینما رفتم. خیلی رستوران. خیلی هم جلسه داشتم توی دفتر مرکزی. فردا شب بر می گردم کابل. خدا کنه دوربین پیدا کنم. 

شب بخیر.