پنجشنبه، مهر ۱۱، ۱۳۹۲

Your only limit is your dreams

نیم ساعت با رکسلان تلفنی حرف زدم و در نهایت نتوانستم امیدوارش کنم. چه طور چیزهایی این قدر بدیهی، برای بعضی ها بدیهی نیست. چطور چیزی را که می خواهند حتی توی رویاهای شان نمی توانند داشته باشند و بعد از به دست نیاوردنش می نالند.
بهش گفتم خدافظی که کردیم امتحان کن توی daydream ات خودت را تصور کن آن طوری که می خواهی، گفت نمی توانم رویای ام از یک جایی قطع می شود، یا وسط رویا فکر می کنم این چیزی نیست که من می خواهم. خب پس چطور توقع داری همه دست به دست هم دهند تا به چیزی برسی که خودت هم باور نداری می توانی؟ نمی توانم این را چطوری می شود نوشت که شبیه  بلا بلا  کتاب های خودشناسی نباشد، اما من خودم زندگی ش کرده ام و بهش ایمان دارم your only limit is the limit of your dreams