سه‌شنبه، تیر ۰۴، ۱۳۹۲

وبلاگ نویسی

این پست آیدا. من همیشه فکر می کردم وبلاگ نویس های خوبی که کامنت دونی شون رو نبستند یا دلیلش اینه که فحش نمی خورند (مثلن آیدا) یا فحش پروف شدند (مثل خرس). خودم روی توی هیچ کدوم از این طبقه بندی ها نمی دونستم بنابراین از مدتها پیش کامنتدونی رو بستم - یا نزدیک ترین چیز به بستن، چون بلد نیستم طوری ببندمش که همه ی کامنتهای قبلی حذف نشه- این هفت خوانی که داره باعث می شه هر از چند ماهی یک یا دو کامنت بگیرم که معمولن هم نفرت نمی تونه از این هفت خوان بگذره.
 این پست آیدا چشمم رو باز کرد و فهمیدم آدمهایی مثل آیدا هم  که نوشته هاشون قاعدتن نباید باعث عصبانیت کسی بشه فحش می خورند. همیشه فکر می کردم  خیلی کار سختیه که این قدر خوب بنویسی  و کسی رو هم نرنجونی (مثل آیدا یا لنگدراز) اما ظاهرن  آدم هایی هستند که  از همین ها هم می رنجند. می دونم نوشته هایی مثل نوشته های خرس (یا خودم- بدون اینکه ادعا کنم من به خوبی خرس می نویسم) چون opinionated هستند هر کاریشون کنی یک عده ای را می رنجانند که برای ت فحش می نویسند.

اما از طبقه بندی ها که بگذریم، چرا آخه؟ خب نخونید اگر چیزی آزارتون می ده. چی باعث می شه که ایمیل تون رو باز کنید یا کلیک کنید روی صفحه ی کامنت و فحش بدید؟ بازم از این مثال تکراری خودم می گم که وبلاگ کسی رو رفتن مثل اینه که بری مهمانی خونه ی کسی و با نفرت بد و بیراه بگی بهش. خب نرو اگر دوستش نداری. آیا چیزی لذت بخش تر از این هست که یکی زندگی ش رو برای شما به این زیبایی روایت کنه؟