سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۹۲

انتخابات پاکستان

شاید دلیلش افغانستان بودنم بود و شاید هم مستقل از این بود که کجا هستم، اما این بار انتخابات پاکستان را لحظه به لحظه دنبال کردم. هر اتفاقی افتاد، سخنرانی هایشان را، قول و قرارهای کاندیداها و حمایت یک یکشان را از طالبان، نا امیدی مردم را و بمب ها و آدم ربایی ها را...و این اولین باری بود که در تاریخ پنجاه و چند ساله ی پاکستان یک دولت انتخاب شده مردمی قدرت را با انتخابات دست یک دولت دیگر می دهد.

نه اینکه قبل از این هیچ شکی داشته باشم که در انتخابات ریاست جمهوری ایران رای بدهم، اما دنبال کردن اتفاقات پاکستان باعث شد که قضیه رای دادن اینقدر برایم بدیهی شود که شوکه شوم اگر کسی از رای ندادن حرف می زند، دلم می خواهد بهشان بگویم گردن بکشید و اطرافتان را ببینید. عراق، افغانستان، پاکستان، کشورهای حوزه ی خلیج فارس، عربستان، کشورهای آسیای میانه و حتی ترکیه و بعد به من بگویید چرا توقع دارید دموکراسی اروپایی توی کشورتان در جریان باشد تا به خودتان زحمت رای دادن بدهید. 

یادم است  وقتی احمدی نژاد برای اولین بار رای آورد، دوستانم را که دور اول به  معین، کروبی و قالیباف رای داده بودند  و دور دوم به رفسنجانی، سرزنش می کردم که شما باعث شدید انتخابات به دور دوم بکشد. حالا خودم خیلی جدی شک دارم به قالیباف رای بدهم یا رفسنجانی.