شنبه، اسفند ۰۵، ۱۳۹۱

passive vs active learning

یکی از تکلیف‌های کلاس انگلیسی‌م این است  که هر جلسه پنج تا سونت (چیزی شبیه غزل) شکسپیر  که استادم خودش تعیین می‌کند را  پارافریز و از بر کنم. در این یک ماه برای بار ان‌م بهم ثابت شده که هر یاد گرفتنی بدون استثنا دود چراغ خوردن دارد. یادگیری غیر فعال  به نظرم یادگیری نیست. و ذهن کتگورایزر من این را وصل می‌کند هزارتا چیز دیگر، مرتبط با این‌که هر لذتی حتمن از کنار آستانه‌ی درد و رنج رد می‌شود. داشتیم با امیر در مورد یوگا حرف می‌زدیه به‌م می‌گفت که استادشان تمرینی را که آدم درش به آستانه‌ی درد نرسد قبول ندار، مثل ورزش یا دویدنی که به آستانه‌ی رنج نرساندت.