سه‌شنبه، دی ۲۶، ۱۳۹۱

ژنتیک قومی و گریه

کماکان  بزرگ‌ترین کابوس من وقت سفراز لحظه‌ای که بلیت می‌گیرم اینه که توی سالن انتظار و مخصوصن هواپیما بچه باشه و بی وقفه گریه کنه. با این‌که از ترس همه‌ی جوانب رو در مورد انتخاب شرکت هوایی و ساعت پرواز در نظر می‌گیرم،  باز هم همیشه هم این بلا به سرم می‌یاد. کاش یه فکری به حال بچه‌هایی که توی هواپیما گریه می‌کنند می‌کردند. ظاهرن به خاطر تغییر فشار هوا گوش درد می‌گیرند و این دلیل گریه کردن‌شونه، اما آخه چرا بچه‌های بلوند گوش درد نمی‌گیرند؟ به آرش می‌گم یه چک بکن لیست مسافرها رو که بچه نباشه توی پرواز شیراز-تهران‌؛ تهران ـ کابل اما تنم رو می‌لرزونه، مثل استانبول- کابل. دوبی- کابل خیلی به‌تره. چرا بچه‌های بلوند یا سیاه‌پوست این‌طوری گریه نمی‌کنند؟ شاید واقعن ژنتیک باشه. آخه مهم نیست پدر و مادرشون یا خودشون کجا به دنیا آمده باشند، همه‌شون مثل هیولا گریه می‌کنند اگر ژن خاورمیانه‌ای و آسیای میانه‌ای و شمال آفریقایی داشته باشند. آخرش هم می‌ترسم  بچه‌ی خودم از همه‌ی اینایی که ازشون می‌ترسم بدتر بشه، که می‌شه هم با ژن‌های خاورمیانه‌ای که من دارم.

بله من  به ژنتیک قومی اعتقاد دارم، و فکر می‌کنم اگر از ترس آدم‌هایی مثل هیتلر و حکومت صهیونیستی در این علم رو تخته نکرده بودند، حالا چقدر نتیجه‌ی مثبت داشت این مطالعات ژنتیک قومی. حالا گریه به درک، این همه بیماری که به ژنتیک قومی بستگی دارند رو تا کی می‌خوان نادیده بگیرند از ترس راسیست‌ها.