پنجشنبه، دی ۲۸، ۱۳۹۱

ناز و نیاز

یکی از ایرادهای اخلاقی‌م اینه که وقتی ناز می‌کنم ( نه به هدف ناز واقعن، در این حد از یه چیزی راضی نیستم و عنوان‌ش می‌کنم و می‌دونم که طرف/هام هم تلاش‌ خودش/ون رو می‌کنن تا شرایط رو تغییر بدن اون‌طوری که می‌خوام خلاصه‌ش نازه دیگه؟ )  اگر از یه حدی بیش‌تر لی‌لی‌ به لالام بذارند و اغراق کنند، من توی رودروایستی خودم و نقش‌م گیر می‌کنم و هی بیش‌تر ناز می‌کنم، بعد دیگه نمی‌دونم کجا و کی باید کوتاه بیام. خیلی موقعیت بدیه، دل‌ت نمی‌خواد طرف‌ت رو اذیت کنی اما کاری هم از دستت برنمیاد، رفتی توی نقش‌ت و در هم نمیایی. راه‌حلی که بقیه نجات پیدا کنند رو می‌دونم، دیالوگ رو باید قطع کنند(حالا هر چی باشه، ایمیل، تلفن، حضوری یا هر چی) بعد از یکی دوساعت یا یکی دو روز یا یکی دو هفته - بسته به موقعیت- من از این نقش اشتباهی میام بیرون. اما هر چی می‌گم حالا بعدن صحبت می‌کنیم فایده نداره، معمولن طرف فکر می‌کنه اگر ساکت بشه من رو بیش‌تر ناراحت کرده، اینه که کوتاه نمیاد و بیش‌تر اغراق می‌کنه و من هم بیش‌تر می‌رم توی نقش ناز کردن. 

الان توی اون موقعیت گیر کردم با رییس‌م. خیلی بده. اگر ادامه بده به اغراق در ناز خریدن، ممکنه بگم اصلن من می‌خوام برم دیگه این‌جا نمی‌مونم. روی رفتار و حرف‌های خودم کنترل ندارم در این مواقع و این خیلی بده.