یکشنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۹۰

Whatever you track gets better

آمدم سر کار روز یکشنبه. این‌قدر این اواخر مرخصی گرفتم و دارم می‌گیرم که همه‌ی آخر هفته‌ها هم بیام سر کار کمه انگار. پایین نقشه ی زیر دستم نوشتم وات اور یو ترک گتس بتر. بیشتر از شش ماهه اما هنوز هم هر بار چشمم بهش میافته بهش فکر می‌کنم. این طوری نیست که چون روزی چند بار می‌بینمش دیگه بهش دقت نکنم. کارت‌هام رو در میارم  و تاریخ بیست و نه می می‌زنم و پشتش می نویسم که چه چیزهایی هست که می خوام بهتر بشه. کارت‌ها مثل این کارت‌های فیش نویسی که هیچ وقت توی درس و دانشگاه ازشون استفاده نکردم. دو ماهه کارهای روزانه‌ای که انجام می‌دم سر کار رو روی این کارت‌ها می‌نویسم. پشت همون کارت هم چیزهایی رو که می خوام بهتر بشه لیست می‌کنم.
می‌نویسم چون گاهی روزها شب می شد و یا یک هفته می‌گذشت و می دیدم هیچ کاری رو تموم نکردم و مدام از دست خودم که کم کارم و وقت تلف می کنم عصبانی بودم چون نمی دونستم چطوری وقت گذشته  و چون نمی‌تونستم از خودم دفاع کنم. الان اما به لیستم نگاه می کنم می بینم اصلن هم وقت تلف نکردم. می‌بینم گاهی وقتها چهل و پنج دقیقه شماره گرفتم تا تلفن وصل بشه و با رییس سازمان باستان شناسی‌ یا میراث فرهنگی‌شون پنج‌ دقیقه حرف بزنم  اما توی ذهنم فقط پنج دقیقه کار مثبت کرده بودم. باید بپذیرم که نامه ‌ای رو که به فلان سفیر نوشتم ممکنه از دفتر مدیر کل سازمان برگشت بخوره یه بار به خاطر اینکه تاریخ و شماره نامه توی یک خط نیستند یا توی آدرس اسم شهر تمامن با حروف بزرگ نوشته نشده. البته اگر نوشته شده بود هم ممکن بود برگشت بخوره که چرا کل اسم شهر با حروف بزرگه، نظرشون رو هی عوض می‌کنند و نمی‌شه هم باهاشون چونه زد. باید فرمت نامه رو درست کنم و برای زود فرستاده شدنش ورش دارم ببرم‌اش اونجا که امضا بشه به جای اینکه بذارمش توی جعبه‌ی نامه‌ها تا سه روز دیگه برسه. این می‌شه یک و نیم ساعت وقت روزانه.
 باید بپذیرم که کار گل یه بخشی از کارمه، اصلن یه بخشی از هر کاریه. کار گل یعنی اون بخشی که در خدمت فرم هستیم به جای محتوا. وقتی می‌خواستم بیام این‌جا رییس‌ سابق‌م باهام مصاحبه کرد. غیر رسمی. برای یه کنفرانس توی ایتالیا بودیم. گفت تصورت چیه از کار توی سازمان. گفتم جدای تعریف‌هایی که همه از مسوولیت آرمانی‌ش می‌زنند و انتقادهایی که از بیرون ازش می‌شه؟ تصورم اینه که توی هر سطحی که باشی نصف کاری که روزانه انجام می‌دی کار گل‌ه. گفت سال دیگه همین موقع ایمیل بزن بهم و یه ماه بعدش بیا سر کار.
داشتم از پشت کارت‌هام می‌گفتم و چیزهایی رو که می‌خواستم بهتر بشه. حتی چیزهایی که دور از دسترس به نظر می‌رسیدند هم دارند بهتر می‌شن.