Tuesday، November 3

پایان یک دوران

لوی استروس مرد. یکی از آرزوهای انگشت شمارم بر باد رفت.
خبر مال سی دقیقه پیش ه.
صفحه ی اول همه ی خبرگزاری ها.

5 comments:

زهره گفت...

چه حیف.

سولوژن گفت...

ای بابا!‌

شبيه خودم گفت...

به نظر نمي رسه آرزوهاي دختري مثل تو انگشت شمار باشند. تو بلند پروازي و اين خيلي عاليه. من اين حس رو خيلي تجربه نكردم كه رفتن يه آدم كه خيلي تاثيرگذار بوده باشه توي زندگيم اذيتم كنه. البته اين آدم ها وجود دارند براي من ولي هنوز نرفتن. حالا خدا رو شكر كه لااقل صد سال عمر كرده و دل آدم نمي سوزه!!!

ناشناس گفت...

سلام سارا
ایمیل به دستت رسید؟
ای کاش به این بهانه در مورد فلسفه هم بنوسی. من خیلی از کتابهایی که توی این چند وقت خوندم رو اول بار اینجا دیدم یا اسم نویسنده ش به چشمم خورده. پس برای خاطر کتابها توی اون کتگوری "کتابهای خوب برای..." بیشتر بنویس :)
اصلان

Arash گفت...

سلام میس سار، من تازه با وبلاگت آشنا شدم ، خیلی جالبه ، اما خیلی کنجکاو شدم بدونم ((برای خاطر کتابها)) چه معنی میده ؟؟؟