جمعه، اسفند ۱۶، ۱۳۸۷

ترسم که نمانم من از این رنج

آن کیست کاندر رفتن‌اش، صبر از دل ما می‌برد
ترک از خراسان آمده‌ست، از پارس یغما می‌برد
...
قاصد رود از پارس به کشتی به خراسان
گر چشم من اندر عقب‌اش سیل براند
غزل صد و هفتاد و شش- دویست و هفده
تو هم معشوقِ راهِ دور سعدی؟