سه‌شنبه، بهمن ۱۵، ۱۳۸۷

میراث جهانی‌ انسانی، ایران از بیرون

یک ترم با حسابی‌ترین استاد ممکن و یکی از کله‌گنده‌ترین مشاوران حقوقی حفظ میراث فرهنگی یونسکو و ایکروم و ایکوم و ایکوموس کلاس داشتم.
هر کنوانسیونی را که در موردش حرف می‌زدیم، یک مثال می‌زد از کشوری که به‌ترین برخورد را با این کنوانسیون‌ها داشته و این کشور توی هر پنج کنوانسیون اصلی ایران بود. هی گفت: در جنگ هشت‌ساله با عراق، ایران. پی‌گیری بی‌وقفه دزدی آثار فرهنگی،ایران؛ کوتاه نیامدن تا رسیدن به راه‌کار منطقی، ایران؛ سرعت عمل فوق‌العاده در درخواست کمک، ایران؛ کمک به تشکیل پرونده برای آثار فرهنگی کشور‌های همسایه، ایران.
گفت ایران دو سه ساعت بعد از زلزله‌ی بم به یونسکو و ایکوم برای شهر قدیم بم درخواست کمک جهانی داد. در شرایطی که یک مورد هم نداریم که کشوری توی همان روز بلا یا حتی همان هفته(جنگ و سیل و زلزله و آتش سوزی) درخواست دهد، آخر خیلی وقت‌ها یک‌ ماه بعد چیز زیادی نمانده برای نجات دادن. گفت ایران بلژیک و سوییس را که کنوانسیون‌ مقابله با از دزدی آثار فرهنگی را امضا نکرده‌اند بیچاره کرده، که بیست سال است دارد شکایت‌اش از بلژیک را پی‌گیری می‌کند. گفت ایران آن‌قدر به امریکا و اسراییل که پروتکل حفظ میراث فرهنگی در زمان جنگ را امضا نکرده‌اند، فشار آورده که بالاخره حاضر شده‌اند وارد مذاکره شوند برای امضا کردن.
هی او گفت و هی یازده‌تا آدم ِدور‌ ِ آن میز ِگرد برگشتند به من لبخند زدند و منِ بی‌خیال ِ بی‌اعتنا حتی، ذوق زده شدم. من ِ شانه‌ بالا اندازِ همیشگی، لبخند را با لبخند جواب دادم.
.
و اینکه: حفظ و نگهداری و اصلاً، فکر کردن به آثار فرهنگی مادی توی حوزه‌ی تخصصی من نیست. اما باید درباره‌شان می‌خواندیم و بخوانیم چون همسایه‌ی دیوار به دیوار کارم خواهد بود. توی این چند ماه بارها دل‌ام ‌خواسته در مورد کلیات این کنوانسیون‌ها و اتفاق‌های کلیدی‌شان بنویسم. یعنی فکر می‌کنم موضوع اصلاً تخصصی نیست و حداقل‌هایی هست که خوب می‌شود اگر بقیه هم بدانند. مثلاً در مورد لیست‌ میراث جهانی انسانی و این‌که چطور یک اثر فرهنگی وارد این لیست می‌شود، چرا نوروز هنوز توی این لیست نیست. چه‌ طور دزدی یک اثر فرهنگی پی‌گیری می‌شود، چطوری مثلا هند نمی‌تواند دریای نور را از ما بخواهد و ما نمی‌توانیم تکه‌های دیواره‌ی کاخ آپادانا را از فرانسه و انگلیس بخواهیم.
بنویسم که چرا کسی زورش به بلژیک و سوییس به عنوان بزرگ‌ترین دزدهای آثار فرهنگی نمی‌رسد. چرا طبق همین کنوانسیون‌ها نمی‌شود با امریکا مقابله کرد وقتی یک اثر فرهنگی را در عراق نابود می‌کند در حالی‌که صرب‌ها را برای کاری شبیه این در جنگ بوسنی حالا می‌توان به دادگاه برد. در شرایط پسا استعماری چطور برخورد می‌کنند با یک اثر فرهنگی کشور استعمار زده، باید برش گردانند؟ چطور است که مثلاً اگر واقعاً پاسارگاد یا میدان امام اصفهان در خطر باشد یونسکو اجازه ندارد کاری کند و یا وارد عمل شود و چه کسی می‌تواند؟ به کی باید نوشت؟ از کی خواست؟ اصلاً پتیشن فایده‌ دارد؟
شاید که بنویسم، اما حالا در مرحله‌ی تا ده شمردن‌ام این‌قدر که همه‌چیز ناعادلانه‌ است توی جهان فرهنگ، بی‌عدالتی جهان فرهنگی صدها برابرِ بی‌عدالتی ِ قواعد جهان سیاسی است. حق‌ وتو و شورای امنیت و ان.پی.تی و ساختار شمال و جنوب سیاسی پیش این‌ها لنگ می‌اندازند. فعلاً این عصبانیت چند ماهه هنوز سرجای‌اش است این‌قدر که مدام از بدترین‌ها خوانده‌ایم تا ببینیم و بدانیم چه‌کارها نمی‌توانیم کنیم و دست‌مان کجاها بسته است.
وقتی واقع‌گرا شدم و یادم آمد که بالاخره داشتن این‌ قوانین و حساب و کتاب‌ها از نداشتن‌شان به‌تر است، می‌نویسم. وقتی دوباره یادم بیاید که بر خلاف دنیای سیاست، دنیای فرهنگ هر چقدر هم عقب باشد اما آهسته و پیوسته توی راهی است که دست‌کم حالا فکر می‌کنیم راه درست است.